05.01.09
همه ی اینا یه روز یه خاطره میشه…
این جمله رو خوب به خاطر دارم…
وقتی دوستم پارسال این جمله رو میگفت از بس که قبلاً تکرار کرده بود همه میگفتن ااااااااااااه!
ولی حالا که فکر میکنم میبینم اون راست میگفت…
حالا همه ی اتفاقای سال قبل حتی این جمله به عنوان یه خاطره از ذهنم رد میشه…شایدم پاک میشه…
ای کاش کلمه ای به اسم خاطره وجود نداشت…
واقعا خاطره کلمه ی بدیه…من از این کلمه نفرت دارم…
ای کاش همه چی یادمون می رفت…
درسته مشکلات زیادی پیش میومد…اما خوب برای همه پیش میومد و کسی متوجه نمیشد…
چون چیزی به اسم خاطرهوجود نداشت…
حافظه ای هم وجود نداشت…
زندگی خوبی نبود اونجوری…اما بهتر از اینه که حافظه و خاطره و چیزی به اسم عادتوجود داشته باشه…
اگه خاطره و حافظه و عادت وجود نداشته باشن،اونوقت کسی نگران من نمیشه…
کسی از چیزی نمیترسه…
و همیشه آدما یه بچه میمونن که دارن درجا میزنن واسه بزرگ شدن…
از نظر جسمی بزرگ میشن اما این روح و عقل و قلب هستند که همینجوری بچه میمونن…
ولی تجربه ی این زندگی هم چیز بدی نیست اما خوب کجاست که همچین شرایطی داشته باشه؟!
…
یه مشت خاطره ی مزخرف رو چه جوری میتونم فراموش کنم؟
کسی راهی میدونه؟
این خاطراتی که هیچ ارزشی ندارن چه جوری فراموش میشن؟؟؟؟؟
کمکم کنید…باشه؟
اخه من به شماها نگم به کی بگم که زمان داره روی اعصابم رژه میره؟؟هان؟
فکر نکنید خاطرات بدی هستن…نه اصلا…به هیچ وجه…
اتفاقا شاید جزو بهترین خاطرات دنیا باشن…
اما من وقتی به اونا فکر میکنم احساس میکنم که نتونستم قدر لحظات خوبمو بدونم…
و دیگه هم اون لحظات بر نمیگردن…
به خاطر همین ناراحت میشم…خیلی…
کمکم کنید تا یه جور فکر کنم که از لحظاتم لذت بردم و ازشون خوب استفاده کردم…بهم روحیه بدید…همین…
پ.ن:معذرت میخوام از همگی بابت اینکه نتونستم شاد بنویسم…ولی قول میدم بار آخرم باشه…ببخشیدم!
پ.ن:میخوام عنوان وبلاگمو عوض کنم بذارم:«قلت دیکطح ای»(غلط دیکته ای)دلیل خاصی ندارم فقط میخوام یه چیزمتفاوت باشه همین…نظرتون چیه؟عوض کنم؟
پ.ن:پست نسبتاً خوبی گذاشتم تو اون یکی وبم…سر بزنید بخونید…توی اون وبم یه آهنگ گذاشتم که قبلاً تکستش رو تو این وبم گذاشته بودم…اسم شعرش گل گلدون من هست ولی خوب بی کلام هست و باید خودتون از روی متنش بفهمید آهنگش کجای شعر هست!
پ.ن:اوضاع درسها فوق العاده قاراشمیش هست…
پ.ن:به خاطر گل روی الهام جونم اومدم به همه خبر دادم!!
پ.ن:بابای!


